الان گوشی ام را بازکردم و آلارمی که برای ساعت۲۱ گذاشته بودم تا بیایم و اینجا درباره امروزم بنویسم را دیدم، حوصله ای ندارم بنویسم ولی مینویسم

امروز صبح برای کارگاه اخلاقی که الکی انرا برای ما اجباری کرده اند به کتابخانه مرکزی دانشکده رفتم و خب مثل همیشه کارگاه کنسل بود!

وقت منم هم که علفی بیش نیست

هرچند الان دوستم گفت دیروز برای او پیامک امده که کارگاه کنسل شده ولی بمنکه کسی نگفته بود کارگاه کنسل شده و پیامکی هم ارسال نشده بود!

من موجودی هستم که زود احساس سرما میکنم به خصوص در پاهایم،  وقتی در کتابخانه نشسته بودم به این فکر میکردم چگونه میشود ادمی این همه با بقیه متفاوت باشد؟  اخر من خیلی با بقیه فرق دارم

من یادم نمیاید یکبار به کتابخانه رفته باشم و عین ادم سرم را به درسم مشغول کنم، همیشه خدا وقتی کسی بیاید یا برود، من هم اورا بدرقه میکنم :|

کلا با کتابخانه مشکل دارم، همش رفت وآمد. یک لحظه ندیدم که کسی از جایش بلند نشود یا تکان نخورد

این کتابخانه هم مصداق کوچکی از تبعیض است، کتابخانه ای که مال علوم پزشکی است و ازمن دانشجو کارت میخواهند ولی بمن دانشجو کمد نمی دهند، میدانید چرا؟  چون آن کمدها مخصوص کنکوری هاییست که فرزندان گرانتر از جان اساتید همین دانشکده هستند.خلاصه هر لحظه با صحنه کتاب های دبیرستان مواجه میشدم. راستی تا یادم نرفته این را هم بگویم که بعضی از این عزیز تر از جان ها حتی صندلی مخصوص به خود هم دارند.

در راه برگشت به خانه رفتم تا کارت بانکی م را که غیرفعال شده، فعال کنم ولی فعال نکردند و من هم امروز به خواهر کوچکم سپردم تا برود و کارتم را فعال کند.

 


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

365 انتخاب ~طلبه آینده~ وبلاگ شورای دانش آموزی مدرسه ی دهخدا معرفی کالا elbadaw سـفـــیر گـــرافـی SafirGraphy تفريحي و سرگرمي روانشناسی کاربردی بهترین مرکز شنوایی سنجی